چگونه فرد خوش شانسی باشیم و خوش شانس باقی بمانیم؟

چگونه فرد خوش شانسی باشیم و خوش شانس باقی بمانیم؟

خوش شانسی

چگونه فرد خوش شانسی باشیم و خوش شانس باقی بمانیم؟

خوش شانسی

بیشتر افراد موفق و ثروتمند خوش شانس به نظر می رسند و معمولا کمتر فردی هست که از انها به عنون فردی بدشانس یاد کند و این شانس حاصل مجموعه اقداماتی بوده که سبب شده است این افراد به خوش شانس و خوش اقبال معروف شوند

پولدار شدن از طریق خوش شانسی

یکی از راه های پولدار شدن از طریق شانس است جالب است بدانید افراد پولدار خوش شانس هم هستند و احتمالا اطرافیانشان انها را خوش شانس می دانند.
خوش شانسی ذاتی نیست بلکه اکتسابی است اینطور نیست که فردی از همان زمانی که متولد شده است خوش شانس به دنیا آمده باشد و در حقیقت باورهایی که ما از دوران کودکی داشتیم و تاثیرات اطرافیان سبب ایجاد ذهنیت خودشانسی یا بدشانسی در ما شده است.

تصورات دیگرن از خوش شانسی و بدشانسی

اکثر افراد یا به بدشانسی فکر می کنند یا اینکه فکر می کنند خوش شانس بودن، یعنی اینکه هیچ کاری انجام ندهند و اگر فقط در منزل خود بمانند و به رویا های خود فکر کنند، شاید اتفاقی بیافتد، شاید در یک قرعه کشی برنده شوند یا ارثی به انها برسد و در نهایت ثروتمند شوند در حالیکه این طور نیست و شانس را خودمان خلق میکنیم و ما میتوانیم ذهنیت خوش شانسی داشته باشیم تا موقعیتها را ببینیم و فرصتها را به سود خود خلق کنیم و هوشمندانه کار کنیم.

تجربه خودم از خوش شانسی

من همیشه خودم رو فردی خوش شانس میدانستم البته از همان دوران کودکی اینطور نبودم ولی زمانیکه وارد دانشگاه شدم اتفاقی با افرادی آشنا شدم که در اغلب مواقع خوش شانس بودند در تحصیل و کار و… همیشه شانس داشتند یکی از انها فردی بود که در دانشگاه با او اشنا شدم دوستان این فرد بسختی مطالعه میکردند ولی این فرد شاید یک پنجم انها مطالعه نمی کرد ولی زمانی نتایج ازمون ها مشخص می شد نمره این فرد از بقیه بیشتر می شد.
همیشه برام سول بود چرا این فرد با اینکه مطالعه کمتری دارد و تفریحات بیشتر، ولی باز نمرات بهتری از بقیه می گیرد آیا او خوش شانس بود یا عامل دیگری سبب شده بود این فرد این نتایج عالی را در هم در دروس دانشگاهی و حتی در شغل اش تجربه کند؟

 

 

خوش شانسی

 

 

چگونه به راز خوش شانسی این فرد پی بردم؟

همانطوری که گفتم این فرد نمرات دروس دانشگاهی اش از بقیه بهتر بود و شغلی که انتخاب کرده بود درامدش از بقیه بیشتر بود و حتی کمتر از بقیه هم کار می کرد و کمتر هم مطالعه می کرد.
خلاصه رفتارهای این فرد را مدتی زیر نظر گرفتم تا اینکه در یک فرصت مناسب ازش پرسیدم چرا اینقدر شما خوش شانسید و بقیه بدشانس؟
چرا با اینکه از بقیه کمتر مطالعه میکنید ولی نمرات بهتری می گیرید؟

فکر می کنید چه پاسخی داد؟

این فرد اشاره کرد که من مطمینم با همین زمانی که اختصاص دادم نتایج بهتری از سایرین می گیرم و حتی در شغلم هم مطمینم که درامد بیشتری را نسبت به بقیه بدست می آوردم.
در حقیقت این فرد باور و یقین داشت که با اختصاص دادن زمان کمتر، نتایج بهتری را خلق می کند و ذهنیت این فرد روی خوش شانسی و اتفاقات خوب تنظیم شده بود و ضمن اینکه نتایج اش هم تصادفی نبود بلکه حاصل افکار و باورهایی بود که داشت و مطمینا قبل از ان برای رسیدن به این مرحله تلاش زیادی صورت داده بود.

آیا این فرد بدون انجام کاری هم خوش شانس بود؟
نه این فرد معمولا کاری را انجام میداد اینطور نبود که هیچ مطالعه ای نداشته باشد و نمره ای عالی کسب کند یا هیچ کاری نکند ولی درامد بیشتری نسبت به دیگران خلق کند.
در حقیقت این فرد هوشمندانه کار می کرد بجای اینکه زمان زیادی را برای مطالعه اختصاص دهد محتوی دروس را در کلاس بخوبی می فهمید و خلاصه برداری می کرد وضمن اینکه نزدیک امتحانات با چند نفر از شاگردان باهوش کلاس آن دروس دانشگاهی را بررسی می کرد و به سوالات احتمالی که ممکن است در ازمون مطرح شود پاسخ میداد.

راز پولدار شدن و موفقیت این فرد چه چیزی بود؟

راز پولدار شدن و موفقیت این فرد هوشمندانه کار کردن، فکر کردن بیشتر و استفاده از اهرم بود واینکه ذهنیتی مثبت از نتایج اش داشت و مطمین بود اقداماتی که انجام میدهد منجر به نتیجه می شود در حقیقت این فرد با اقدامات هوشمندانه خود، در اغلب مواقع خوش شانس بود.
حتی در شغلی که داشت خیلی سریع پیشرفت کرد و بتدریج کسب و کاری را شروع کرد و طی مدت زمانی بتدریج پولدار شد و همه اینها شامل ذهنیت برنده و مثبت و اقداماتی بود که انجام میداد که خودش را خوش شانس بداند.

من چگونه خوش شانس شدم؟

من هم چون تحت تاثیر این فرد قرار گرفتم و دیدم با کمترین تلاش بیتشرین نتیجه را میگیرد بتدریج با خودم فکر کردم که من هم خوش شانسم و باید روزی راز پولدار شدن را کشف کنم.
در دوران دانشگاه با وجود اینکه قبلا بسختی درس می خواندم و نتایج هم قابل ملاحظه نبود تصمیم گرفتم بتدریج از این ذهنیت شانس استفاده کنم و بجای کار کردن سخت و گله کردن از اوضاع و شرایط، به خودم تلقین می کردم من خوش شانسم و می دونم نسبت به قبل نتایج بهتری می گیرم و همین طور هم شد

 

خوش شانسی

 

در چه زمینه هایی خوش شانسی داشتم؟

جالب است بدانید از زمانی که این ذهنیت خوش شانسی را در خود ایجاد کردم بتدریج اتفاقات خوبی را تجربه کردم و بجای اینکه مدام از شرایط بد احساس نارضایتی کنم توجهم را روی اتفاقاتی گذاشتم که همیشه دوست داشتم تجربه کنم هر چند در ابتدا ساده نبود ولی بتدریج اتفاقات عالی رخ میداد هم در زمینه تحصیلی شرایطم بهتر شد و هم بتدریج شرایط کاری ام بهبود یافت

چگونه در امتحانات خوش شانس بودم؟

همان روش دوست قدیمی خود را امتحان کردم یک پیش فرضی در ان ال پی وجود دارد که اگر شما کارهای افراد موفق را دقیقا انجام دهید و همان باورها را داشته باشید به همان نتایجی می رسید که ان فرد موفق رسیده است
من هم همان کارها را انجام دادم و چون همزمان با تحصیل، کار هم می کردم، فرصت کافی برای مطالعه کردن نداشتم و برخی از جلسات کلاس را هم حضور نداشتم.
نزدیک امتحانات می شد و برخی از دروس دانشگاهی اینقدر مشکل بودند و استاد ان هم سختگیر بود که اکثر افراد این واحد درسی را حذف می کردند ولی من با خودم گفتم در همین چند روز کتابها را مطالعه می کنم و میدانم که نمره قبولی را دریافت می کنم و با چند شاگرد زرنگ کلاس بخش زیادی از کتاب را مرور کردم و چند روز اخر فشرده مطالعه کردم ودر نهایت نمره پایانی این درس اعلام شد

فکر میکنید نتیجه آزمون چی شد؟

اکثر دانشجویان این کلاس، این واحد درسی را افتادند و فقط ۲ نفر قبول شدند و جالب بود یکی از دو فرد قبولی، من بودم.
همه متعجب شدند و می گفتند اقای بشیری چقدر خوش شانس است هم سرکار می رود و هم یکشبه در امتحانات قبول می شود درحالیکه ما تلاش زیادی انجام دادیم و نتیجه ای هم نگرفتیم.
مشکل این افراد این بود که فقط درس را بسختی مطالعه می کردند و با ترس در ازمون این واحد درسی شرکت می کردند و همین ترس عاملی بود که نتیجه ها انها چشمگیر نباشد.

من چطور نتیحه خوب میگرفتم؟

من چون چیزی برای از دست دادن نداشتم و فقط چند روز مطالعه کرده بودم و البته به شیوه هوشمندانه، ترسی نداشتم و با خودم میگفتم در نهایت نمره قبولی را هم نگیرم زمانم هدر نرفته است و همیشه سعی می کردم ذهنیت مثبت در امتحانات را رعایت کنم و در اغلب مواقع در اکثر دروس دانشگاهی نمرات خوبی را با کمترین مطالعه نسبت به دیگران کسب می کردم و به فرد خوش شانس در گرفتن نمره خوب در دروس دانشگاهی معروف شدم.

این خوش شانسی چه ربطی به پولدار شدن داشت؟

سوال خوبی بود، ربطش این بود که بتدریج به این نتیجه رسیدم که هوشمندانه کار کردن، عامل مهمی برای خوش شانسی و موفقیت محسوب می شود و اینکه ذهنیت من بتدریج مثبت تر شد قبلا فقط روی موارد منفی و اتفاقات منفی متمرکز می شدم ولی حالا برعکس شده بود و حداقل حالم خوب بود.
تا اینکه بتدریج وارد چندین شغل شدم و در نهایت برای خودم کاری را شروع کردم و پیمانکار شدم و در نهایت درامدم افزایش یافت و اتفاقات خوبی را تجربه کردم.

خوش شانسی چقدر در افزایش درامدم تاثیرگذار بود؟

زمانی که پیمانکار شدم بتدریج موفق شدم درامدم را افزایش دهم من روی افکار و باورهای خودم کار می کردم عادات افراد ثروتمند را در خود ایجاد می کردم و چون ذهنیت مثبتی داشتم و باور داشتم خوش شانس هستم فرصتها را میدیدم در حالیکه قبلا اینطور نبود و با ایده هایی که به ذهنم می رسید بتدریج اتفاقات خوبی را خلق کردم ایده های ساده ای را اجرا کردم و با همان اجرای ایده درامدم را افزایش میدادم.

 

 

آیا من فقط متکی به ذهنیت خوش شانسی بودم؟

مطمینا ذهنیت خوش شانسی خیلی به من کمک می کرد و همان طور که اعلام کردم من کار انجام میدادم اینطور نبود که در خانه بنشینم و فقط فکر کنم و اتفاقات خودبخود رخ دهد من تلاش خودم را هوشمندانه انجام میدادم ولی چون ذهنیت خوش شانسی هم داشتم خیلی سریع درامدم افزایش می یافت و این اتفاقات را عجیب نمیدانستم باور می کردم که پولدار شدن حق الهی من است و همه افراد هم باید همین طور فکر کنند تا پول و ثروت به سمت خود جذب کنند.

 

 

خوش شانسی

 

 

 

اکثر افراد جامعه خودشان را بدشانس می بینند یا خوش شانس

واقعا همین طور است اغلب افراد فکر میکنند اگر از شرایط خود ناراضی باشند و مدام در مورد این شرایط بحث کنند بتدریج اوضاع بهتر شده و دولت و یا دیگران کاری خواهند کرد که شرایط را به سود انها رقم زنند.
و این تفکراشتباهی است که اغلب افراد دارند در حالیکه برای اینکه خودشانس باشیم برای اینکه فردی پولدار و ثروتمند شویم باید خودمان عامل خلق انها باشیم خودمان شانس را ایجاد کنیم و تا زمانی که خوش شانسی را به عوامل بیرونی و دیگران مرتبط کینم شرایط دقیقا مثل قبل رخ خواهد داد.

چرا تفکر بدشانسی مانع ثروتمند شدنمان می گردد؟

سوال خوبی است وقتی من فکر کنم بدشانس هستم فرصتهایی که پیش روی من است را نمی بینم پیشنهاد خوب کاری که به من می گردد را قبول نمیکنم چون فکر میکنم منجر به افزایش درامدم نمی شود و مدام به دیگران شک داریم و دیگران را عامل نرسیدن به خواسته های خود می دانیم حال انکه اگر خوشبین باشیم و خودمان را خوش شانس بدانیم بتدریج فرصتها را میبینم و خودمان موقعیتها را ایجاد می کنیم.

آیا فقط باید به امید شانس باشیم و کاری را انجام ندهیم؟

همانطوری که بارها در این جملات عنوان شد بدون اقدام کردن شانس بی معنی است در حقیقت وقتی کاری را انجام می دهیم شانس بیشتری را برای خود خلق میکنیم و در همین مسیر ذهنیت خوش شانس بودن را هم پرورش می دهیم و اینکه سعی میکنیم بجای اینکه سخت کار کینم کمی بیشتر فکر کینم و هوشمندانه تر کار کینم مطمینا بتدریج اثرات ان را خواهیم دید.

نقش تلاش و پشتکار چه می شود؟

مطمینا افرادی که تلاش و پشتکار بیشتری دارند نسبت به بقیه افراد موفقتری هستند ولی دقت شود که تلاش و پشتکار انها در مسیر درست و علایقشان بوده است نه هر مسیری، و اینکه سعی کنیم بیشتر از افکارمان استفاده کنیم تلاش و پشتکار را روی افکارمان بیشتر متمرکز کنیم و شاهد اتفاقات فوق العاده ای در زندگی خود باشیم.

نقش دانش در خوش شانسی

داشتن دانش در حوزه مورد علاقه هم نقش زیادی در خوش شانسی و موفقیت افراد دارد در حقیقت افرادی که اطلاعات خوبی را کسب میکنند و البته ان دانش را بکار میبرند منجر به خلق اتفاقات خوبی خواهند شد و چون دانش و مهارت لازم را دارند ذهن انها روی خوش شانسی هم تنظیم شده است

چون میدانند با دانش و مهارت و کار هوشمندانه نسبت به دیگران تمایز ایجاد کنند و نتایج چند برابری نسبت به سایرین را خلق کنند طوری که این نتایج بزرگ سبب خواهد شد که خیلی از افراد انها را خوش شانس بدانند و این افراد هم در ذهن خود خوشبین و خوش شانس هستند و ایمان دارند شانس را خودشان خلق میکنند و روزبروز خوش شانس تر می شوند

در حقیقت عامل مهم دیگر علاقه است وقتی علاقه خود را پیدا کنید انگار خوش شانس هستید

 

خوش شانسی

تحقیقی از ریچارد وایزمن روانشناس دانشگاه هارتفورد شایر در مورد خوش شانس

ریچارد وایزمن سالها پیش یک تحقیقی انجام داد که ببیند چرا برخی از افراد همیشه بدشانس هستند و برخی دیگر مدام شانس می آورند.
در روزنامه‌های سراسری آگهی‌هایی چاپ کرد و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس یا بدشانس هستند درخواست کرد که با او تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه او داوطلب شدند.
نتایج نشان داد ، کلید خوش‌شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و رفتارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش‌شانس بطور مداوم با چنین فرصت‌هایی برخورد می‌کنند، درحالی که افراد بدشانس چنین فرصتهای را هرگز نمیبینند.

انجام آزمایش خوش شانسی

ایشان گفتند که به هر دو گروه (افراد خوش شانس و بدشانس) روزنامه‌ای دادند و از آنها خواستند که آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که اشاره شده بود: اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده‌اید، ۲۵۰ پوند پاداش خواهید گرفت. این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار بزرگ نوشته شده بود. با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس براحتی متوجه آن شدند.
در این تحقیق مشخص شد که افراد بدشانس عموما عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت‌های غیرمنتظره را دچار اختلال می‌کند. در نتیجه، آنها فرصت‌های غیرمنتظره وعالی را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می‌دهند.
افراد بدشانس به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از دیدن سایر فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بینند.

تحقیقات ریچارد وایزمن نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می‌کنند.
اول آنها در ایجاد و یافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند،
دوم به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصمیم‌های مثبت می‌گیرند.
سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است.
چهارم نگرش انعطاف‌پذیر آنها، بدبیاری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.

آزمایش دوم جهت ایجاد خوش شانسی

در ادامه، از خود پرسیدم آیا می‌توانم از این اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین‌هایی کنند که برای ایجاد رفتار یک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: ۸۰ درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم‌تر از هر چیز خوش‌شانس‌تر هستند. و بالاخره این که من عامل شانس را کشف کردم.

 

 

خوش شانسی

 

حدیثی در مورد شانس

آری بخت و شانس و طالع، پیروزی و شکست و ناکامی، همه نزد خداست خدائی که حکیم است و مواهبش را بر طبق شایستگیها تقسیم میکند، شایستگیهایی که بازتاب ایمان و عمل و کردار خود انسانها است.(ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج ۱۵، ص ۴۹۱)
این حدیث نشان می دهد که شانس را خودمان ایجاد می کنیم و این شانس بازتاب ایمان و عمل و رفتار ماست و وقتی باور کنیم خوش شانس هستیم و شایستگی و لیاقت انرا کسب کردیم و هوشمندانه برای تحقق خواسته های خود اقدام کنیم مطمینا نتایج بزرگی را خلق خواهیم کرد.

هدف از این مقاله

اگر مطالعه این مقاله توانسته باشد تا حدی ذهنیت شما را از روی بدشانسی بردارد همین برای من کافی است و امیدواریم بتدریج ذهنیت خود را روی خوش شانسی و خلق اتفاقات عالی در زندگی خود تنظیم نمایید.

چکار کنیم که فرد خوش شانسی باشیم؟

در مطالب بالا به موارد خوبی اشاره شد مثل تقویت شهود و اینکه حتی به غریزه باطنی خود گوش کنیم عادات افراد موفق و ثروتمند را در خود ایجاد کنیم و هر روز در مورد اتفاقات مثبت زندگیمان بحث کنیم و مجموعه اقداماتی انجام دهیم که خوش اقبال و خوش شانس شویم.

دیگر چه کاری می توانیم انجام دهیم که خوش شانس باشیم؟

ما دوره هایی با عنوان دوره روانشناسی علاقه و پول برگزار میکینم که می توانید در این دوره ها شرکت کنید و پایان دوره همه به شما خواهند گفت خوش شانسید حال انکه نتایج افزایش درامد شما بدلیل تعهد، پشتکار و انجام تمارین و کار کردن روی باورها و عادت در مسیر درست سبب خلق این موفقیتها شده است و در نهایت، واقعا خوش شانس هستید که در مدت کوتاهی موفق شدید که درامد خود را افزایش دهید و ذهنیتی خوش اقبال داشته باشید.

کارگاه حضوری روانشناسی علاقه و پول

کارگاه حضوری روانشناسی علاقه و پول

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *