چگونه با شور و اشتیاق ثروتمند شویم؟

چگونه با شور و اشتیاق ثروتمند شویم؟

شور و اشتیاق

چگونه با شور و اشتیاق ثروتمند شویم؟

شور و اشتیاق

یکی از ابزارهای بسیار مهم برای خلق موفقیت و ثروت، داشتن شور و اشتیاق فراوان است شور و اشتیاق فاکتور بسیار مهمی است که افراد بواسطه همین فاکتور، انگیزه و امید لازم رو برای ادامه مسیر و برای رسیدن به خواسته هاشون کسب می کنند

برخی ها بخوبی از این فاکتور استفاده کرده و ثروت زیادی رو خلق می کنند و برخی هم برعکس می خواهند فقط تلاش کنند و شور اشتیاقی نیز ندارند در نتیجه پس از مدت زمانی در اواسط راه متوقف شده و از ادامه راه منصرف می شوند و این موضوع اهمیت داشتن شور و اشتیاق برای کسب ثروت رو بیشتر خواهد کرد

چرا نقش شور اشتیاق از تلاش و پشتکار بیشتر است؟

برخی از افراد فکر می کنند که اگر فقط تلاش زیادی برای رسیدن به خواسته هاشون داشته باشن و در این مسیر پشتکار خوبی داشته باشن مطمینا به موفقیت و ثروت می رسند در حالیکه اینطور نیست چرا؟

شاید با تلاش زیاد و پشتکار بتونیم تا حد خوبی پیشرفت کنیم اما اگه اشتیاق لازم رو برای ادامه مسیر نداشته باشیم مطمینا در اواسط راه کم خواهیم اورد و متوقف میشیم و اگه فقط با تلاش میتونستیم ثروتمند شویم الان کارگرانی که در معادن هستند یا در کارها و شرایط خیلی سختی کار میکنند مگه اونها تلاش نمی کنند مگه شب و روز کار نمی کنند پس چرا ثروتمند نمیشن؟

چون اونها اون انگیزه لازم رو برای رسیدن به اهدافشون ندارند و در شغلی مشغول بکارند که شغل مورد علاقشون نیست و مطمین باشید اگه به همون شغل هم علاقه داشته باشن کم کم در همون شغل پیشرفت کرده، ایده ها به سمتشون میاد و در نهایت با اجرای چند ایده موفق خواهند شد که کسب و کار خودشون رو راه اندازی کنند و در نهایت به ثروت دست یابند .

 

 

ترس نقطه مقابل شور و اشتیاق

ما زمانی که می خواهیم کسب و کاری رو را ه اندازی کنیم یا برای رسیدن به خواسته هامون تلاش کنیم معمولا می ترسیم  و اقدامی رو انجام نمی دیم.

می ترسیم که اگه در کار شکست بخورم چکار کنم؟

اگر کارمندی رو رها کرده و کسب وکار خودم رو را ه اندازی کنم دیگران چه میگن؟

این همه سال بیمه واریز کردم که در نهایت بازنشسته شوم آیا باید قید اون رو بزنم تا حدود ۵ الی ۱۰ سال دیگه صبر کنم بازنشسته بشم بعد می تونم کسب وکار کوچکی رو را ه انداری کنم حداقل حقوق بازنشستگی رو دارم و همون کافیه؟

اگه بخوام با افراد موفق و ثروتمند در حوزه کاری خودم صحبت کنم اگه جواب رد بشنوم و بی محلی کنن چکار کنم؟

اگه چند بار به من نه بگن و ضایع بشم چکار کنم؟

اگه نتونم حقوق پرسنلم رو پرداخت کنم چکار کنم؟

ایا بهتر نیست در همین شغل بمونم و با خیال راحت و بدون دردسر حقوق کارمندی ام رو دریافت کنم؟

و همین طور سوالاتی در ذهنمون پیش میاد و ترسهایی داریم که باعث میشه هیچ موقع شروع نکنیم و تا زمانیکه ما با این ترسها روبرو نشیم تا زمانیکه شغل مورد علاقه خودمون رو پیدا نکنیم و تا زمانیکه شور و اشتیاق  در کارمون نداشته باشیم اتفاق خاصی در زندگیمون نخواهد افتاد و همچنان همون روند یکنواختی زندگی رو تجربه خواهیم کرد.

اما اگه از شور و اشتیاق استفاده کنیم و تلاش کنیم تا به سمت خواسته هامون حرکت کنیم اون موقع خواهیم دید چه نتایج خوبی برامون اتفاق خواهد افتاد و با چه انگیزه ای به کارمون ادامه خواهیم داد.

اهمیت شور و اشتیاق در میزان افزایش درخواست کردن

فردی که به شغلش علاقه دارد و مطمینا شور و اشتیاق خوبی هم در اون شغل در خود ایجاد کرده و همین شور اشتیاق سبب خواهد شد که این فرد برای رسیدن به خواسته هایش تلاش زیادی رو انجام دهد و به هر دری بزند تا به خواسته اش  دست یابد

 این افراد معمولا به خواسته هاشون میرسند چون هم علاقه زیادی به کارشون دارند و هم شور و اشتیاق بالایی برای رسیدن به اون خواسته در خود ایجاد نمودن پس براحتی میتونن درخواست کنند

این افراد بخوبی میدونن خواسته هاشون چی هست و برای رسیدن به اون خواسته از هر ابزاری استفاده میکنن و این شور اشتیاق سبب می شود که اون افراد، از دیگر  افراد مختلف درخواست کمک کنند تا کارهای اونها سریعتر به نتیجه رسد

و البته فقط این نیست از دیگران درخواست کنند مطمینا از کاینات نیز تا می تونن درخواست میکنند و مطمینا با شور و اشتیاقی که دارند و فرکانس و ارتعاش مثبتی که به کائنات ارسال می کنند خیلی زود در مسیر رسیدن به خواسته های ارزشمندشون قرار خواهند گرفت.

 

 

 

چگونه میزان شور و اشتیاق خود رو بالا ببریم؟

را ه های زیادی برای افزایش میزان شور و اشتیاق وجود دارد و البته اگه ما در شغل مورد علاقمون کار کینم خودبخود شور و اشتیاق ما بیشتر خواهد شد اما چیزی که سبب میشه شور و اشتیاق ما در مسیر درست و در مسیر کسب ثروت قرار گیرد این است که خودمون رو در نقش کارفرما تصور کنیم

یعنی اگه در شغلی کارمند هستیم یا پستی رو داریم و برای کارفرامای خود کار می کنیم ایرادی نداره اما میتونیم خودمون رو جای اون کارفرما تصور کنیم و طوری در اون شغل مشغول بکار شویم که انگار خودمون صاحب اون کسب و کار هستیم و این کار چند مزیت داره ،

اولین مزیتش اینه که شور و اشتیاق ما برای رسیدن به اون خواسته افزایش خواهد یافت و این خیلی عالیه،

و مورد دوم ما وقتی خودمون رو در نقش کارفرما می بینیم طور دیگه ای کار انجام میدیم و تمام تلاشمون رو برای اهداف شرکت بکار می گیریم و در نتیجه هم شرکت به سود خواهد رسید هم اینکه ما بجای اینکه فقط دنبال این باشیم ساعت کاری تموم بشه و بریم خونه، چیزی یاد می گیریم و سعی میکنیم با استفاده از اون یادگیریها در نهایت کسب و کار خودمون رو را ه اندازی کنیم.

تجربه شخصی خودم

برای من هم همین طور اتفاق افتاد من قبلا در شرکتی مشغول بکار بودم اما اونقدر خودم رو بلند پرواز نشون دادم که کم کم خودم رو در قالب همون پیمانکار می دیدم در حالیکه برای او کار می کردم، روز  پروژه ای رو به مدیر عامل اون شرکت پیشنهاد دادم که خوشبختانه مورد موافقت قرار گرفت و من اون رو پذیرفتم

و در نتیجه با شروع اون پروژه، جوابگوی کامل کارهای اداری و فنی و.. اون پروژه شدم یعنی انگار کل پروژه رو از همون ابتدا به من دادن و من مسئول اون کار هستم وقتی با این ذهنیت کار کردم هم از کار لذت میبردم و هم اینکه این مسئولیت شیرین رو پذیرفتم و احساس غررو داشتم که اونها حتی من رو پیمانکار اون پروژه می شناختن و همین تصور سبب شد روزی دقیقا همین تصور به واقعیت تبدیل شود

و خودم پروژه های رو مستقیما از اداره دریافت و با پرسنلی هایی که داشتم به اتمام رسوندم و این قدرت تصور و تخیل و قدرت شور و اشتیاق رو میرسونه که میتونه چه کارهای بزرگی رو برای ما خلق کنه اگه خودمون رو باور کنیم میتونیم در قالب شخصی که دوست داریم، زندگی کنیم.

 

 

 

 

شاد و سلامت و ثروتمند باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *